بالاتر از سیاهی رنگی نیست
بالاتر از سیاهی رنگی نیست

این وبلاگ در دی ماه 1390 تشکیل شده به امید سالهای طولانی


اگر نمیخواهی به دست هیچ استبدادگری گرفتار شوی فقط یک کار کن:بخوان.بخوان.بخوان.

جمعه 26 اسفند 1398(بازدید ),

توسط محمد |

تنهایی محض

هی کافه چی!میزهایت را تک نفره کن!نمی بینی؟!همه تنهاییم!!!

یک شنبه 24 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

شهر مترسکها

چه سخت است زیستن در شهر مترسکها آنجا که با نگاهی به نام عشق فریبت میدهند و با دروغی به نام محبت دشنامت میدهند!!!

یک شنبه 24 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

...

از آجیل سفره ی عید چند بسته ی لال مانده است.آنها که لب گشودند خورده شدند.آنها که لال مانده اند میشکنند.دندان ساز راست میگفت:پسته ی لال سکوتش دندان شکن است!!!

شنبه 23 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

خنده

من از این پس به همه عشق جهان میخندم*به دغل بازی این بی خبران میخندم*هر که آرد سخن عشق به آن میخندم*خنده من از گریه غمگین تر است...کارم از گریه گذشته است به آن میخندم...

یک شنبه 17 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

خداااا

خدایا:در انجماد نگاه های سرد این مردم...دلم برای جهنمت تنگ شده!!!

سه شنبه 5 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

!!!عشق دخترک!!!

دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم .کوروش گفت:لیاقت شما برادر من است که از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاده.دخترک برگشت و دید کسی نیست!کوروش گفت اگر عاشقم بودی پشت سرت را نگاه نمی کردی!!!

شنبه 2 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

طعمه

پاهایم را که درون آب میزنم ماهی ها جمع میشوند.شاید این ها هم فهمیده اند که عمری طعمه روزگار بوده ام....!!!

شنبه 2 ارديبهشت 1391(بازدید ),

توسط محمد |

خدایا

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.گفت:حتی من؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند.گفت:پیش از من؟

گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟

گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت از غیر من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت بیش از من؟

گفتم:خدایا آنقدر نگو من!گفت:من توام تو من!!!

شنبه 12 فروردين 1391(بازدید ),

توسط محمد |

گنجشک و خدا

 

 

                                      

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت((می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را خود نگه می دارد.))و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لب هایش دوختند,گنجشک هیچی نگفت و خدا لب به سخن گشود

با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت :((لانه کوچکی داشتم,آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کس ام. این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود ؟))و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست .سکوتی در عرش طنین انذاز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت :(( ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را وازگون کند. آن گاه تو از کمین مارپرگشودی.)) گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت :((و چه بسیار بلاه که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.)) اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. نا گاه چیزی در درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

             کی می شود که بدانیم هر مشکلی، رحمتی از سوی خداست....

جمعه 11 فروردين 1391(بازدید ),

توسط محمد |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد


دیروز قهقهه های تو ساحل را عاشق کرد....لبخند بزرگ و دلنشینت سوژه ی عکاسان بود و امروز لنز دوربین دلشوره هایت را مزه مزه میکند....چه شده دریاچه ی من؟چه دیدی از ما؟که از ساحل نگاه ها عقب کشیدی؟چه شده دریاچه ی من؟!!

محمد


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان بالاتر از سیاهی رنگی نیست و آدرس mohammad69.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





منیکا
shiny girl
دلنوشته های تنهایی من
قلب تنهای من
ایران من
نسل سوخته
ALACH!GH
من عاشق او بودم و او عاشق او
کلبه تنهایی
The Black Link
آموزش عاشق شدن
قالب بلاگفا

RSS 2.0

ورود اعضا:


نام:
وب:
پیام:
2+2

بالاتر از سیاهی کدام رنگ است؟

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 20
بازدید دیروز : 33
بازدید هفته : 177
بازدید ماه : 519
بازدید کل : 3520
تعداد مطالب : 91
تعداد نظرات : 118
تعداد آنلاین : 1



دریافت کد آهنگ

قالب نجوم برای وبلاگ